تبليغاتX
اشعار مرتضی قلی زاده بابک

اشعار مرتضی قلی زاده بابک

اشعار مرتضی قلی زاده بابک

سلام دوستان لطفا به وبلاگ جدیدم

 

به آدرس زیر مراجعه کنید . با تشکر

http://mortezagholizadeh.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  جمعه هشتم بهمن 1389ساعت 18:54  توسط   | 

با سلام به دوستان گرامی  دوستانی که لطف میکنن به وبلاگ من سر میزنن از این به بعد به آدرس زیر مراجعه کنند با تشکر فراوان

http://mortezagholizadeh.persianblog.ir/

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم آذر 1389ساعت 19:29  توسط   | 

مگر در چشم من آوار بغضم را نمی بینی

و یا بر چهره ام آثار بغضم را نمی بینی

چگونه از جدایی حرف باید زد نمیدانم

تو در راه گلو دیوار بغضم را نمی بینی

من از پیش تو خواهم رفت عشقم را نمی فهمی

جنون حاصل از تکرار بغضم را نمی بینی

نگاهم می کنی از چشم هایت خنده می ریزد

مرا می بینی و انگار بغضم را نمی بینی

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آذر 1389ساعت 13:43  توسط   | 

سلام بر تمامی دوستان خوبم

به دلیل مشکلات کاری متاسفانه در دوهفته ی گذشته نتوانستم

در کانون ادبی حضور داشته باشم با اینکه از طریق پیامک به دوستانی که

تلفنشون رو داشتم اعلام کردم اما باز از همگی عذر خواهی می کنم

و به اطلاع دوستان می رسانم کلاس روز شنبه ۲۹/۸/۸۹ بر قرار است

و بنده نیز هستم .

با تشکر قلی زاده

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آبان 1389ساعت 10:42  توسط   | 

از باغ درون قفس افتاد  قناری

فریاد کشید از نفس افتاد قناری

آنقدر به درد دل او گوش ندادند

تا پر شد از اندوه و پس افتاد قناری

**********************************************

تمام عمر خود را نان خریدم

برای دردها درمان خریدم

چرا عشق تو را آسان ببازم؟

مگر این تحفه را ارزان خریدم؟

************************************

خورشید شما هر آن زمان تابیده

ابری شده آسمان ما ، باریده

حالا که هوا ، هوای پرواز شده

انگار کسی بال و پرم را چیده

********************************

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم مهر 1389ساعت 15:13  توسط   | 

تو را از عشق با خواهش گرفتم

بدي دیدم ره سازش گرفتم

تو ساحل بودی و من موج وحشی

در آغوش تو آرامش گرفتم

**********************************

چه خوبست اینکه دنیای تو باشم

تمام آرزوهای تو باشم

دلیل بی کسی های من ، ای کاش

که من امید فردای تو باشم

**********************************

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم مهر 1389ساعت 7:39  توسط   | 

دوبیتی های زیر مضمونش یکی است با فرمهای مختلف لطفا بگید  به نظر شما کدومش بهتره

*******************************************************************

به باغ دل ، گل امید آمد

قناری مست و بی تردید آمد

تمام باغ را بوسید با شوق

نسیم عشق از تبعید آمد

****************************

نسیم عشق بی تردید آمد

به باغ دل ، گل امید آمد

تمام باغ را بوسید با شوق

قناری مست از تبعید آمد

+ نوشته شده در  شنبه دهم مهر 1389ساعت 10:30  توسط   | 

به باد آشنایی داد سر را

نمی دانست معنای خطر را

ندیدی ،  بوسه باران کرد با شوق

درخت عشق لبهای تبر را

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مهر 1389ساعت 7:17  توسط   | 

مرا دیوانه ی دیوانه کردی

دلم را دور خود پروانه کردی

نشستی روبروی چشمهایم

دوباره موی خود را شانه کردی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم شهریور 1389ساعت 8:18  توسط   | 

از درد می پیچم به خود ، با غم عجینم

میبینم اینجا گرگها را در كمينم

ای عشق می دانم که با من بی وفایی

اما تو را می پرورم در آستینم

نام همه در دفترت ثبت است اما

در سطرهای خاطراتت نقطه چینم

گاهی هم آغوشند با هم آب و آتش

گاهی که روی اشکهایت می نشینم

هر بار میگویم که ای دیوانه آرام

اما تو میگویی :(همینم  که همینم)

بی بال می خواهی که دنبالت بیایم

من آسمانی نیستم اهل زمینم

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم شهریور 1389ساعت 9:25  توسط   |